"پنجره خیال "
تا خانه چشمانت راهی نیست
، وقتی که نگاهت را از من دریغ میکنی...
چه بگویم
وقتی که نه تنها چشم هایت را
بلکه دریچه قلبت را برویم بسته ای ...
اما...
بدان همیشه پشت پنجره "خیالم"
برای چشمهایت چون چلچراغی میدرخشد...
بگذار در وجود تو گم شوم
و تودر جستجوی من آهسته مرا بخوانی...
و مرا در قلبت پیدا کنی
نظرات شما عزیزان:

فقط باران
بایک بغض به اندازه تمام دلتنگی هایم
وبعد هم توبنشینی کنارمن
وهردو باهم قطره های باران رابشماریم
یک...
دو...
سه...
وبعد اصلا یادمان برود که همه اینها فقط یک خیال ست...
تو...باران...من...
همه اینها خیال است؟؟؟؟؟
.: Weblog Themes By Pichak :.